|
آنا یوردوم آذربایجان
|
||
|
بالاجا بير تورك دونياسيدير بيزيم اورمو |
یکی از مباحثی که همیشه ذهن من رو به خودش مشغول کرده و در واقع من چالش این موضوع رو در سایر وبلاگ نویسان هم دیده ام این است که آیا می توانیم زبان تورکی آذربایجانی رو به صورت درست و صحیح آن بنویسیم؟
و اگر بخواهیم سوال را طور دیگری بپرسیم این است که مبادا نوشتن غلط و ناصحیح زبان تورکی باعث دید گمراه کننده ای نسبت به این زبان شود و در واقع قداست این زبان از بین برود و باعث خدشه وارد کردن به این زبان شود؟
و این سوال هایی است که اذهان بسیاری از مبتدیانی مثل من را نسبت به این زبان پر کرده است.
اما می خواهم که انتقادهایی را به بعضی از وبلاگ نویسان وارد کنم که به آنها اشاره ای کوتاه می کنم:
متاسفانه بعضی از وبلاگ نویسان به طرز بسیار ناآگاهانه شروع به نوشتن زبان تورکی می کنند که در واقع بسیار شبیه زبانی است که در صدا و سیمای آذربایجان غربی صحبت می شود که واژگان عربی موجود درآن ( بعضی ها ناآگاهانه از آن به عنوان واژگان فارسی یاد می کنند) بسیار بیشتر از واژگان تورکی در آن می باشد و در واقع نبود گنجینه واژگان در آن بسیار و به طرز محسوسی به چشم می خورد.
یکی دیگر از اشکالاتی که من به شخصه با آن مواجه شده ام نوشتن زبان تورکی استانبولی به جای تورکی آذری می باشد که عده ای برای توجیه این موضوع شروع به نوشتن آن می کنند اما دوستان فعلا مشکل ما در نوشتن زبان تورکی آذری می باشد و خدا رو شکر تورکی استانبولی جایگاه امن و رفیعی در کشور ترکیه دارد و مشکلی برای یادگیری آن وجود ندارد.
و چالشی دیگر پیرامون این موضوع این است که زبان تورکی با چه حروف الفبایی نوشته شود که نیاز به بحث مفصلی دارد اما نظر بنده این است که چون همه ما و در واقع فرزندان ما به حروف الفبای عربی عادت کرده ایم پس فعلا باید حروف الفبای عربی را به لاتین ترجیح دهیم ( این تنها نظر بنده می باشد و بس)
البته دوستان همان طور که شما بهتر از من می دانید منشا تمام این مشکلات نبود سیستم آموزشی مناسب در کشور چند قومیتی می باشد و این که چرا نباید زبان مادریمان تورکی آذربایجانی را در مدارس بیاموزیم؟؟؟
من خودم از نوشتن زبان بیگانه خسته شده ام اما تا زمانی که فکری به حال زبان مادریمان نشود این من ها همیشه تبدیل به ما خواهد شد و به راستی ما برای زبان مادریمان چه کار کرده ایم؟
آیا ملتی که به تاریخ خودش افتخار می کند می تواند بدون زبان زندگی کند؟ آیا ملت تورک آذربایجان نمی تواند تا اندازه ای مانند ملت فرانسه نسبت به زبان خود حساس باشد؟
من از تمامی خوانندگان این مطلب تقاضا دارم نظر خود را درباره ی این مطلب درج کنند که آیا فعلا نوشتن صحیح زبان فارسی بهتر است یا احیانا نوشتن حتی غلط زبان تورکی؟ به راستی کدام بهتر است؟
کاظیم خان در سال 1246 هجری شمسی در روستای قوشچی از توابع محال انزل اورمیه دیده به جهان گشود. دوره جوانی او مقارن با عمده ترین تحولات اجتماعی جامعه ایران یعنی نهضت مشروطیت بود و از جهت بین المللی رقابت های امپراطوریها زمینه جنگ جهانی اول را فراهم ساخت. اهالی انزل که در سطح وسیع به جهت کارگری به قفقاز و عثمانی می رفتند در بازگشت جویای حال وقایع بودند که در دول همجوار می گذشت. به تبع رقابتهای فوق آذربایجان غربی به خصوص منطقه انزل به عرصه تاخت وتاز سربازان روس و دولت های بیگانه تبدیل شده بود و در این میان منطقه انزل به لحاظ بافت خاص اجتماعی و گردنه قوشچی مورد توجه بیگانگان بود و در مبارزه میان آنان آنچه غارت می شد اهالی انزل بود و آنچه که از آن نشانی نبود حاکمیت دولت مرکزی ایران بود و مردم از نعمت امنیت بی نصیب بودند.
" کاظم خان" با شجاعت که پشتوانه درایت وی در امور بود با قطع امید از حکومت مرکزی خود به ساماندهی اهالی غیور منطقه جهت مقابله با اجانب پرداخته و در راه حفظ ناموس ودین مبارزه پیگیری را بنیان نهاد.
کاظم خان در جریان خلع سلاح مردم توسط روس ها از باز پس دادن اسلحه ها خودداری ورزید و در کوه های اطراف پنهان گشت.
سال 1296 مصادف بود با تخلیه منطقه از نیروهای نظامی روس اما اینبار متاسفانه نوبت آسوری های رانده شده از کشور عثمانی بود که بلای جان مردم منطقه شدند. در این تاریخ ده ها هزار نیروی تا دندان مسلح آسوری مشهور به ( جیلوها) مجهز به توپ و مسلسل بعد از کشتار و قتل مردم در اورمیه و عسگر آباد به قوشچی یورش می آورند. کاظم خان با شجاعت و جان نثاری یاران خویش و با مقومت و پایداری سرسختانه تنها توانسته بود حدود نصف مردم قوشچی و قره باغ را از قتل عام آنان برهاند و در جزیره ای که بعدها به ( کاظم خان داشی) معروف گردید حفظ نماید.
سال 1297 ه.ش بخصوص برای اهالی انزل سال مصیبت باری بود. باقیماندگان قتل عام مذکور گرفتار بلای قحطی و گرسنگی شده بودند و مردم اورمیه و انزل شاید بدترین مصیبت تاریخ را در جلوی چشمان خود و با تمام وجود درک می کردند. در تحت چنین شرایط و اوضاع نابسامانی " کاظم خان " با درایت خاص خود از فشار قحطی بر مردم کاست.
اما در همین زمان ها اشرار مسلح وابسته به بیگانه به طور وسیع سازماندهی می شدند که یکی از این جریانات در آذربایجان قضیه ( سیمیتکو) بود.
کاظم خان در جنگ هایی که با نیرو های سیمیتکو داشت بار دیگر مجبور گردید که اهالی را به جزیره کوچک و سنگ کاظم داشی هدایت کند و اینبار اهالی به مدت شش سال در این جزیره سنگی به مقاومت و اقامت پرداختند و در این مدت ایثار و فداکاری هایی که انجام می شد شاید در طول تاریخ کم نظیر باشد. و از سویی دیگر وجود کاظم خان پشتوانه محکم و گرمی برای اهالی منطقه بود.
واین جنگ ها عاقبت با پیروزی قطعی کاظم خان و پاکسازی منطقه از دست اکراد پایان یافت اما این پایان کار نبود و از سویی دیگر کاظم خان به پیشنهاد کنسول انگلیس جواب رد داد و در نهایت این مرد رشید در پیکاری نابرابر با نیرو های رضاخان و یاغیان منطقه بعد از شش سال درگیری به واسطه انفجار بمب دست ساز خویش در سال 1302 ه.ش در جزیره معروف کاظم داشی جان به جان آفرین تسلیم کرد.
توجه: من هیچ گونه تصویری از ( کاظم خان ) را پیدا نکردم در صورت موجود بودن تصویری از کاظم خان بنده را نیز درجریان بگذارید.

سال تحصیلی جدید شروع می شود اما بچه های آذربایجان...
سال تحصیلی جدید شروع می شود اما زبان مادری میلیون ها بچه آذربایجانی جایگاهی در برنامه درسی مدارس و دانشگاه ها ندارد.
سال تحصیلی جدید شروع می شود و باز هم همان تبعیض هایی که بیش از 80 سال است مردم و ملت آذربایجان را زجر می دهد شروع می شود و گویی که این قصه همچنان نیز ادامه خواهد داشت...
سال تحصیلی جدید شروع می شود و کودکان و جوانان آذربایجان هر روز بیشتر از دیروز با زبان و فرهنگ خود فاصله می گیرند
سال تحصیلی جدید شروع می شود اما ملت آذربایجان ( البته نه همه) به این مسئله همچنان بی تفاوت هستند و عده ای نیز که آنقدر خواب بدبختی بر اذهان آنها دامن زده که من فکر نمی کنم که بتوان آن ها را از این خواب غفلت بیدار کرد
سال تحصیلی جدید شروع می شود اما معلمان و استادان آذربایجان (منظور اکثریت) همچنان درس های خود را به زبان شیرین پارسی به شاگردان تورک خود تدریس می کنند و بهانه ی آنها نیز این است که: ممکن است فرد غیر تورکی در کلاس باشد و زبان تورکی را درک نکند ( متاسفانه این مسئله حتی برای اقلیت کوردهای غاصب در آذربایجان نیز وجود دارد) اما غافل از این که میلیون ها آذربایجانی در خاک خود همچنان باید زبان بیگانه ای را بخوانند و بنویسند و آنها اجازه ی هیچ گونه انتخابی را ندارند .
و سخن آخر این که:
سال تحصیلی جدید شروع می شود اما ملت آذربایجان هنوز در خواب زمستانی به سر می برند و من نمی دانم این زمستان آذربایجان کی تمام خواهد شد و جای خود را به بهار شکوفایی و آغازی دیگر برای حیات آذربایجان خواهد داد ؟؟؟
به امید آن روز ...