تبليغاتX
آنا یوردوم آذربایجان
 
آنا یوردوم آذربایجان
 
 
بالاجا بير تورك دونياسيدير بيزيم اورمو
 
کلمه ی عاشیق یا آشیق همان صورت نوشتاری تورکی آذربایجانی واژه ی آش است که البته امروزه کاربرد چندانی ندارد ولی مصدر" آشیلاماق" به معنای تزریق کردن و تلقین کردن و نیز واکسیناسیون از همین ریشه مورد استفاده است.
محمد حسین تهماسب پژوهشگر فولکولور آذربایجان بر این باور است که کلمه آشوله در زبان تورکی ازبکی که به معنی و مفهوم ترانه و آهنگ است با همین واژه آشیق هم ریشه و نیز آشوله چی به معنای خواننده نیز با واژه ی آشیق از یک ریشه هستند.
آشیق ها در ادوار مختلف تاریخ با اسامی متفاوتی همچون وارساق ِ ایشیق ِ اوزان ِ ناشاق و... نامیده شده اند.
برخی از محققین فولکولور تورک بر این باورند که واژه ی آشیق بر گرفته از کلمه ی ایشیق به معنای نور و روشنایی است . در یکی از داستان های کور اوغلی می گوید که :
 کور اوغلی دئییر من آشیقام  ِ آشیق دئییلم ایشیقام.
آشیق ها را در ترکمن صحرا و جمهوری ترکمنستان " باغشی" در ازبکستان " باقشی" بخشی در قزاقستان "جیرچی" و در ترکیه و آذربایجان شمالی و جنوبی آشیق و اوزان نامیده می شود.
در هر صورت آشیق هنرمندی است که علاوه بر شعر گویی و آهنگ سازی و نوازندگی و خوانندگی جایگاه و منزلت و احترام خاصی در بین تورک ها دارا است.
ذکر این نکته از اعتقاد و احترام اوغوزها به این ساز و خود آشیق خالی از لطف نیست.
آن ها چنان حرمتی به قوپوز قائل بودند که اگر کسی در حالیکه قوپوز بر دست داشت ولی خطایی در خور مرگ از وی سر می زد به احترام قوپوز ( ساز) از آن در می گذشتند. در کتاب دده قورقود بار ها به این موضوع برخورد می کنیم.
هنگامیکه مشاهده می کنیم این ساز دارای شان و منزلت خاصی است پس باید نوازندگان آن نیز انسان های وارسته و با شخصیتی باشند و از بدی ها کناره گیری نمایند.
آشیق ها به گواهی آثار و گفته هایشان از داناترین و آگاه ترین افراد ایل خود هستندو برخی از آنها علاوه بر زبان تورکی سایر زبان ها نظیر عربی و فارسی  را نیز می دانند و در اشعار خود تا حدودی از این کلمات بهره می جویند.
آشیق علعسگر یکی از بزرگترین اساتید هنر آشیقی خصوصیات آشیق واقعی را چنین می شمارد:
آشیق اولوب تورک وطن اولانین           ازل باشدان پر کمالی گرکدیر
اوتوروب دورماقدا ادبین بیله               معریفت علمیندن دولو گرکدیر
خلقه حقیقتدن مطلب قاندیرا             شیطانی اولدوره نفسی یاندیرا
ائل ایچینده پاک اوتورا پاک دورا           دالیسیجا خوش صداسی گرکدیر
 |+| نوشته شده در  بیست و هشتم مرداد 1387ساعت   توسط اذربایجان اوغلو   | 
این نوشته را در حالی می نویسم که در شهرم (اورمو) خانواده های عزادار مشغول مراسم سوگواری فرزندان خود می باشند و در حالی که مسئولان شهر و کشور من نیز مشغول کمک رسانی به فلسطین و عراق و سوریه و ... دیگر عرب های گستاخ می باشند.
بله در شهر من یعنی اورمو تروریست های کورد به همین سادگی در مقابل پاسگاه بمب گذاری می کنند و عده ای از جوانان بیگناه این خاک را به هلاکت می رسانند و ما نیز همین طوری و با وضعیتی بسیار عادی مشغول زندگی خود هستیم ولی غافل از این که دشمن با همکاری متحد خود یعنی دولت فارس ایران هر روز بهترین جوانان این سرزمین را به کام مرگ می کشاند ولی ما هنوز غافل هستیم.
 و ما هنوز غافل هستیم چون این بلاها را با تمام وجود خود درک نکرده ایم. مطمئن باشید امروز که این جوانان از دست رفته خود را در مقابل چشمانمان می ببینیم اگر اقدامی در این خصوص انجام ندهیم فردا خود ما و خانواده های تک تک ما در مقابل انجام چنین اقداماتی قرار دارند و چه بسا فردا خود ما در مقابل این حملات تروریستی قرار بگیریم. من همه این حرف ها را می زنم که به عمق فاجعه و درد خانواده های عزادار را درک کنید و الا این افراد فرقی با ما و خانواده ما ندارند.
دوستان من در یکی از وب سایتها مطلبی در مورد ( مسلح شدن حرکت ملی آذربایجان ) خواندم که در آن برای جلوگیری از این اقدامات پیشنهاد مسلح شدن حرکت ملی آذربایجان شده بود که من نیز با آن موافق هستم جون که این کورد های تروریست که چیزی از انسانیت و انسان بودن نمی فهمند و در مقابل این وحشی های حیوان صفت فقط و فقط باید مثل خودشان رفتار کرد و در واقع چاره ای جز این نیست و نمی توان با( حرکت ملی و مدنی آذربایجان) در مقابل این وحشی ها ایستاد چون چیزی از انسانیت نمی فهمند که بتوان با عقل و منطق با آنها مبارزه کرد.
نکته ای دیگر که باید در مرتبه ی اول به آن توجه کرد این است که کوردها به مرحله ی جدیدی از مبارزه وارد شده اند و تا این حد جرات پیدا کرده اند که در قلب آذربایجان (اورمو) اقدامات تروریستی انجام می دهند و در خود شهر مبارزه را شروع کرده اند.
اما در این مرحله باید حرکت ملی و بیداری آذربایجان وارد عمل شود و در مقابل این تروریست ها مقابله کند که برای این مبارزه نیازمند همکاری تمام مسئولان و ملت های تورک و ملت آذربایجان است که این مبارزه نباید طوری باشد که رژیم فارس بهترین استفاده را از آن ببرد چون:
در صورت درگیر شدن ملت تورک و کورد مطمئنا صدماتی به هر دو این ها زده خواهد شد که هدف اول این رژیم این هدف است که می تواند برای تقویت ملت فارس و زبان خود کار کند.
این رژیم با قرار دادن اکراد غافل در مقابل ملت تورک و حرکت ملی آذربایجان می تواند باعث تضعیف حرکت ملی آذربایجان شود که از هدف های اصلی آن ها می باشد.
این درگیری ها می تواند باعث رکود اقتصادی آذربایجان و عدم سرمایه گذاری در این سرزمین شود که باعث افزایش فساد و تباهی ملت آذربایجان می شود که از هدف های دیگر این رژیم است.
و صدها نکته ی دیگر که ملت تورک آذربایجان باید از آن آگاه باشند.
پس ملت کورد من به شما می گویم که شما خودتان پایتان را از گلیمتان دراز کردید و در واقع یعنی این که ( آری یوواسینا چوب اوزادیز) و ملت تورک آذربایجان جواب شما را به زودی خواهد داد و ملت فارس نیز که شما را تا این حد بزرگ کرده اند دیگر حامی شما نخواهند بود.
پیش به سوی نابودی تروریست کورد و آزادی سویوق بولاغ (مهاباد) و بیجار و خانا و تیکان تپه و ...
 |+| نوشته شده در  چهاردهم مرداد 1387ساعت   توسط اذربایجان اوغلو   | 
در این روزها که بحث انتخاب رشته بسیار داغ می باشد اتفاقا یکی از این دفترچه ها به دستم رسید که من هم بر حسب نیازی که داشتم پیرامون آن مطالعه کردم . ولی آن چه را که من می خواستم بگویم این بود که در این دفترچه آن چه را که توجه من را به خودش جلب کرد در گروه آزمایشی زبان بود که وقتی زبان هایی را که در دانشگاه های این مملکت اسلامی آموخته و تدریس می شود را نگاه می کردم ناگاه چشمم به یکی از این زبان ها افتاد.
همانطور که فکر می کنم همه شما آذربایجانی های عزیز می توانید حدس بزنید آن زبان چیزی نبود جز (زبان و ادبیات ارمنی )
البته زبان دیگری نیز به نام (زبان و ادبیات اردو) نیز وجود داشت که من نمی دانم این زبان ها بر حسب چه نیازی در دانشگاه های این مملکت به اصطلاح اسلامی تدریس می شود؟؟!
بله دوستان عزیزم در این کشور چند قومیتی که از هر طرف دستورات اسلامی نیز در آن اجرا می شود!!! رشته ی زبان و ادبیات ارمنی در دانشگاه اصفهان و دیگر دانشگاه ها برای اقلیت عزیز تر از جان ارمنی وجود دارد در حالی که رشته ی ( زبان و ادبیات تورکی آذربایجانی ) برای اکثریت تورک های آذربایجان ممنوع می باشد چون اگر این زبان در دانشگاه ها تدریس شود بحث تجزیه طلبی پیش می آید و تمامیت ارضی این کشور به خطر می افتد!!!
بله این زبان فارسی به قول عده ای از رجال مملکت مایه اتحاد این کشور می باشد و تدریس زبان های دیگر (البته به جز زبان ارمنی )باعث به خطرا فتادن این اتحاد می شود و هر گونه خواسته ای نیز پیرامون این مسئله باعث به خطر افتادن تمامیت ارضی این مملکت می شود.
شما مردم ایران و یا هر جای جهان خودتان قضاوت کنید این خواسته ی ابتدایی مردم آذربایجان چه ربطی به تجزیه طلبی دارد؟ آیا با فرا گیری رسمی و با قاعده زبان تورکی آذربایجانی کشورتان تجزیه می شود؟
چرا ما نیز مانند ارمنیان عزیز که به خون تورک ها ی مسلمان  تشنه هستند نباید زبان مادریمان را بیاموزیم و بخوانیم و بنویسیم ؟ آیا شماهایی که به تاریخ ایران می نازید بدون این آذربایجانی ها و کلا تورک ها می توانستید به تاریخ ایران نگاه کنید و یا اگر بهتر بگویم اصلا ایرانی وجود می داشت که شما اسم آن را سرزمین آریایی بنامید؟
من به تمام ایرانی های عزیز اخطار می کنم که دیگر بس است !!! هر چه خواستید بر سر این ملت غریب آوردید:

آنها را از زبان خودشان محروم کردید
تاریخ آنها را تحریف کردید
هویت آنها را انکار کردید
اقتصاد آنها را نابود کردید
منابع آنها را به تاراج بردید
نخبه های آنان را ایرانی خطاب دادید
با دشمنانشان دوستی کردید
آنها را تجزیه طلب معرفی کردید
خواسته های آنان را با گارد ضد شورش جواب دادید
اکراد غافل را در مقابل آنها قرار دادید
آنها را سوسک خطاب کردید
و... هزاران هزار حیله ای که بر سر این ملت آذربایجان آوردید...
واقعا چرا؟؟؟
آیا این کارها را در پیشگاه خداوند بی همتا نیز می توانید انجام دهید ویا سرنوشتی دیگر در انتظار شماست...

 |+| نوشته شده در  دوازدهم مرداد 1387ساعت   توسط اذربایجان اوغلو   | 
این شعر رو من چند سال پیش در یکی از این وبلاگ ها دیدم و واقعا از خواندن آن لذت بردم.
این شعر که با زبانی بسیار ساده و شیوا توسط پروفسور زهتابی سروده شده که از اوضاع وخیم و بحران هویت و زبان کودکان آذربایجان سخن می گوید که ما هر روز در جامعه خود با آن مواجه هستیم.

سو دئییبدیر منه اولده آنام (آب) کی یوخ                            یوخو اویرتدی اوشاقلیقدا منه( خواب)کی یوخ
ایلک دفعه کی چورک وئردی منه نان دئمه دی                   ازلیندن منه دوزدانه نمکدان دئمه دی
آنام اختر دئمه یبدیر منه اولدوز دئییب او                         سو دوناندا ِ دئمه ییب یخدی بالا بوز دئییب او
قار دئیب برف دئمه ییب ِ دست دئمه ییب ال دئییب او           منه هچواخت بیا سویله مه یب گل دئییب او
یاخشی خاطرلاییرام یاز گونی آخشام چاغی لار                  باغچانیین گون باتانیندا کی ِ ایلیق گون یاییلار
گل: دئییه ردی ِ داراییم باشیوی ای نازلی بالام                   گلمه سن گر باجیوین استاجا زولفون دارارام
او دئمه زدی کی :بیا شانه زنم بر سر تو                           گر نیایی بزنم شانه سر خواهر تو

این قسمت از شعر رو دقیق و عمیق بخوانید:

بلی داش یاغسادا گویدن سن اوسان منده بویام                   وار سنین باشقا آنان واردی منیم باشقا آنام
اوزومه مخصوص اولان باشقا ائلیم واردی منیم                     ائلیمه مخصوص اولان باشقا دیلیم واردی منیم
ایسته سن قارداش اولاق ِ بیر یاشایاق ِ بیرلیک ائدک             وئریبین قول قولا ِ بوندان سورا بیر یولدا گئدک
اولا ِ اوزگه کولک لرله گورک آخمایاسان                          ثانیا ِ وارلیغیما ِخالقیما خور باخمایاسان
یوخسا گر زور دئییه سن میلتیمی خوار ائده سن                   گون گلر صفحه چونر مجبور اولارسان گئدسن

 


 |+| نوشته شده در  پنجم مرداد 1387ساعت   توسط اذربایجان اوغلو   |