تبليغاتX
آنا یوردوم آذربایجان
 
آنا یوردوم آذربایجان
 
 
بالاجا بير تورك دونياسيدير بيزيم اورمو
 
چند روز پیش به همراه یکی از آشنایان به همراه بچه کوچکش که در سطح شهربودیم اتفاقا یکی از دوستان نزدیک خود را دیدم که بعد ازاحوال پرسی های معمول او شروع به حرف زدن های کودکانه با کودک کرد که مطابق معمول این روزها او نیز با بچه شروع به حرف زدن به فارسی کرد. بعد من به او گفتم که او تورک است و لازم نیست که تو با اون فارسی حرف بزنی. من که انتظارش را نداشتم که آن فرد تا این حد احمق و ناآگاه باشد نخواستم با اون وارد بحث شوم ولی بعد از مدتی طرف باز هم بحث را پیش کشید که چرا شما با بچه فارسی حرف نمی زنید؟؟!!!
من دیگر طاقت نیاوردم و شروع به بحث با او کردم و این بحث ادامه یافت تا این که او دیگر حرفی نزد و ما بالاخره توانستیم فعلا او را ساکت کنیم( چون می دانم که به آدم ناآگاه هر چه قدر هم که سخن عاقلانه و منطقی هم بگی باز هم قانع نمی شود) ولی نکته ای که من می خواستم عرض کنم این بود که در میان این بحث او گفت که بچه چطوری می تواند زبان معلمش را بفهمد در صورتی که معلم در کلاس 100درصد فارسی حرف می زنه ( منظور او مقطع ابتدایی بود) شاید در این مورد حق با او بود. با توجه به اطلاعاتی که من گرفتم وضع دبستان های آذربایجان بسیار وخیم تر از آن چیزی است که ما تصور می کنیم.اگر شما دوستی یا آشنایی داشته باشید که در مقطع دبستان و ابتدایی تحصیل می کند خواهید فهمید که در مقطع ابتدایی در مدارس آذربایجان کودکان با چه فشاری مواجه هستند. در این مدارس زبانی که آموزش داده می شود و زبانی که بین شاگرد و معلم زده می شود فارسی مطلق است. ( شما تصور کنید که آیا بچه ی 8-7 ساله می تواند از شدت خجالت به زبانی غیر از زبان معلمش سخن بگوید؟ )
چرا واقعا باید معلمان تورک آذربایجان این چنین با شاگردان تورک خود رفتار کنند وآن ها را در چنین تنگنایی قرار دهند؟؟؟ ( البته تمامی مشکلات مالی پیش روی معلمان را قبول داریم)
اگر بخواهیم با نگاهی عمیق به این موضوع نگاه کنیم باید بگویم که معلمان ( مخصوصا معلمان مقطع ابتدایی ) بعد از والدین مهم ترین مسئولیت را در تربیت و شکل گیری هویت و زبان را دارند و نباید معلمان تورک آذربایجان از این مسئله به سادگی عبور کنند. هر تک تک کودکانی که در این مدارس درس و زبان می آموزند اینان مسئولان و جوانان و دانشجویان فردای آذربایجان را تشکیل خواهند داد و باید هویت تورک و زبان تورکی را به نسل های بعد منتقل کنند و اگر این طور با این کودکان رفتار شود شما خودتان می توانید حدس بزنید که چه بر سر فردای آذربایجان خواهد آمد؟؟؟ و این آن چیزی ا ست که خیلی ها انتظارش را می کشند.
پس ای معلمان دلسوز آذربایجان بیایید کمی با چشم باز به این قضیه نگاه کنیم چون این وضع (تدریس زبان فارسی) خیلی دوام نخواهد داشت...

 |+| نوشته شده در  بیست و هشتم تیر 1387ساعت   توسط اذربایجان اوغلو   | 

منابع فارسي، كردي و ارمني نام شهر اورمو (اورميه) را به شكل "اروميه" و منابع توركي و آزربايجاني اين نام را در زبان فارسي به شكل "اورميه" و به زبان توركي مطابق با تلفظ مردم به شكل "اورمو" مي نويسند. گروه دوم معتقد به توركي بودن نام اورمو و در نتيجه اورميه و همريشگي احتمالي آن با اسامي شهرهايي مانند اور و اوروك (از تمدن سومري)، اورگنج (دو شهر در ازبكستان و تركمنستان) و اورومچي (در تركستان چين، بئش پاليق سابق) اند.

تئوري سومري نام اورميه: مدافعين اين تئوري، نام اورميه را به شكل "اور(و)+ مو" (URU+MU)و يا "اور(و)+مه" (URU+ME) تقطيع مي كنند.

 

١- "اوروURU " در زبان سومري كه از طرف عده اي زباني خويشاوند با زبان توركي و يا پروتوتورك در نظر گرفته مي شود، به معني شهر و آبادي است. نام دو عدد از مهمترين شهرهاي سومري "اور" (المقير فعلي در جنوب بغداد) و "اوروك" (ورقه فعلي) بوده و احتمال داده مي شود نام كشور عراق نيز يادگار كلمه اوروك سومري باشد. (اوروق و يا اوروغ در تركي به معني قبيله و يا گروه انساني خويشاوند و در تركي معاصر به شكل اويروق به معني تابعيت و شهروندي است).

 

٢- "موMU " در زبان سومري (معادل شامو در زبان آكادي) به معني بهشت و يا بخشي از آسمان-بهشتها و شايد به معني باران است. "مهME " نيز در اين زبان به معني معيارها و نرمهاي فرهنگي و يا پرچمها و نشانه هاي اين نرمها مي باشد. بنابراين "اوروموURUMU " به زبان سومري به معني "شهر بهشتي"، "شهر باران" و "اورومهURUME " به معني "شهر فرهنگ، شهر بافرهنگ" مي باشد. نام اورومو به معني شهري بهشتي با باور رايج در ادوار باستان مبني بر قرار داشتن باغ عدن در آزربايجان –تبريز همخواني تمام دارد.

 

تئوري اورال –آلتائيك نام اورميه: در زبانهاي مخلتف اورال-آلتائيك نامهاي جغرافي متعدد مشابه با نام اورميه وجود دارند. اين نامها را ميتوان به دو دسته جداگانه، يكي با معاني مكان و مقر و ديوار و ديگري با معاني زيبا و شاد و شوق و ... تقسيم كرد:

 

١- بن "اورUR " در زبان توركي باستان به معني مكان و مقر و... و "اٶرو-هٶروÖRÜ-HÖRÜ " به معني ديوار درهم تنيده است. ("اورUR " به سومري به معني انسان است). كلمات اورتا (وسط)، اوردو (قرارگاه خاقان و ارتش)، اورون (مقام، مكان)، اورناماق (جاي گرفتن)، اورلاتما (اسكان دادن)،... در زبان توركي و بنا به شماري از صاحبنظران كلمات يورد و يا يئر نيز از همين ريشه اند.

 

٢- در زبانهاي اورال-آلتائيك تركيبات متعددي وجود دارند كه يادآور نام اورميه اند. در همه اين نامها معاني شادي، زيبائي، ذوق و شوق و الهام بخشي مستتر است:

الف- در زبانهاي مونقولي كلمات اورماURMA ، اورامURAM ، اورمانURMAN ، اورماسURMAS ، اورمURM ، اوروما URUMUو .... به معاني روحيه، الهام، شوق و ذوق ميباشند. نام شهر اورومچي URUMÇİ ويا اورونچي URUNÇİاويغورستان (تركستان چين) نيز كلمه اي مونقولي (لهجه باستاني مربوط به دو هزار سال پيش) است. در اين تركيب اورو URU به معني زيبا و مچي MÇİ به معني مرغزار و كشتزار است.

ب- در زبانهاي اوراليك (فينو اوگوريك مخصوصا در زبان مجاري) اٶرٶم-اٶرٶل ÖRÖM-ÖRÖLبه معني شادي و نشاط است (زبانشناسان اين نامها را ماخوذ از زبان توركي دانسته اند).

ج- در توركي باستان، اورينÖRİN, ÜRİN ، اورون ÜRÜN و اورگونÜRGÜN همه به معني شاد و شاداب بودن.

 

بنابر اين نظريه، نام اورميه كلمه اي اورال آلتائي به معني مكان زيبا و شادي بخش است.

 

تئوري تلفظ مردمي: عده اي نيز نام اورميه را ناشي از تلفظ توركي "روميه" و يا "رومي" ميشمارند. طبق اين نظر، از آنجائيكه صداي "ر" در اول كلمات اصيل توركي نمي آيد، براي رفع اين صدا از اول اين چنين كلمات وارده از زبانهاي خارجي، صداي "او" و يا "اي" به اول آنها (مانند ايره حيم به جاي رحيم و .....) افزوده مي شود. چنانچه واژه هاي "روم" و "روس" در توركي مردمي به شكل "اوروم" و "اوروس" تلفظ ميشوند. نام شهر "اورفا" در تركيه نيز طبق همين قاعده و از افزودن صداي "او" به اول نام قديمي اين شهر "روبا" حاصل شده است.

 

نام دومين شهر آزربايجان اورمو-اورميه، چه از ريشه توركي- اورال آلتائيك اروم-اورون، چه از تلفظ توركي "روميه" و چه از ريشه سومري اورومو-اورومه گرفته شده باشد، شكل "اورميه" مانند خود اين شهر، داراي بار و هويت توركي است و شايسته است كه در زبان فارسي نيز به جاي فرم غيرتوركي اروميه بكار رود.

 

آذربايجان اوغلو: من هم از تمامي دوستان و خوانندگان اين مطلب تقاضا دارم كه در مطالب و نوشته هاي خود از واژه ي صحيح و توركي ( اورمو) يا ( اورميه ) استفاده كنند چون همانطور كه تمامي زبان شناسان دنيا بر آن اعتقاد دارند بهترين تلفظ و گفتار صحيح مربوط به يك كلمه تلفظ و گفتار بوميان آن منطقه نسبت به آن كلمه است.

 

قايناق:     www.bati-az.com          

 |+| نوشته شده در  بیست و دوم تیر 1387ساعت   توسط اذربایجان اوغلو   | 
شايد در هر ملتي اسطوره هايي وجود داشته باشند كه مردم آن ملت هميشه به آن ها افتخار مي كنند و به فرزندان خود مي آموزند كه راه آنها را پيش گيرند و براي سربلندي ملت و وطنشان از جان و دل بكوشند.
اين اسطوره ها برگرفته از خيالات و تصورات قديمي مردم و يا برگرفته از واقعيت هايي است كه اين افراد با دستان خود و براي سربلندي وطن خود كوشيده اند و جان و وجود خود را براي آن فدا كرده اند.
اما اگر برگرديم به وطني كه خود ما در آن زندگي مي كنيم آذربايجان هر ساله در اين روزها شاهد گرد همايي عظيمي در منطقه كليبر مي باشد كه اين گردهمايي يكي از بزرگترين گردهمايي هاي  تورك هاي آذربايجان در نوع خود مي باشد.
اما اگر به اين موضوع با ديد بازي نگاه كنيم بايد با خود بگوييم كه اين گردهمايي عظيم فقط و فقط به خاطر گراميداشت مقام بزرگوار مرد دلاور آذربايجان ( باي بك ) مي باشد؟؟!
اما من مطمئنم كه نه تنها آذربايجاني ها بلكه اكثر ايراني ها نيز مي دانند كه اين جمع پر شور فقط به خاطر گراميداشت مقام كسي نيست بلكه اين گردهمايي پيام هاي بسياري براي مردم ايران و مردم جهان دارد.
اگر مطالعه اي روي وقايع آذربايجان داشته باشيد به يقين خواهيد دانست كه آذربايجان و ملتش در طول تاريخ و امروزه هم شديد ترين ظلم ها را ديده اند و امروزه نيز از آن بي بهره نيستند.
مخصوصا اگر به دهه اي كه گذشت نگاهي بيندازيد مي بينيد كه اين ظلم گويي ها به حدي رسيده بود كه من خود آن را با چشمان خود ديدم و شنيدم كه در رسانه هاي جمعي از گفتن كلمه ( تورك ) به اين ملت خودداري مي شد و تاكيد بر اين بود كه كلمه مجعول ( آذري ) را به كار ببريد و باز هم مي گويم كه من خود شنيدم كه مجري هاي راديو و تلويزيون ميگفتند كه قوم تورك اصلا ارتباطي با آن چه كه آنها آذري مي ناميدند ندارند و زبانشان نيز به دليل نفوذ آنها به اين منطقه بوده است.
{{ شما خود قضاوت كنيد كه آيا پر رويي و ظلم شديد تر از اين هم مي شود كه به هويت و زبان ملتي توهين شود و آن ملت هم نتواند جواب آن ها را بدهد چون هر گونه اعتراضي به منزله پانتورك بودن و به خطر افتادن منافع ملي مي باشد و زود حرف از تجزيه طلبي و ارتباط با بيگانگان را پيش مي كشيدند  پس بايد نتيجه گرفت كه ملت آذربايجان حق هيچ گونه اعتراضي به اين گزافه گويي ها را ندارد}}
اما اگر به بحث زبان اين ملت كه باز هم شديد ترين آسيب ها از همين زبان سرچشمه مي گيرد و به ياد دارم كه در شهر  خود ما ( اورمو ) و در مدرسه شاهد دانش آموزي به خاطر خواندن شعر زيباي توركي :
توركون ديلي تك سئوگيلي ايستكلي ديل اولماز                       اوزگه ديلي قاتسان بو اصيل ديل اصيل اولماز
و حمايت و تشويق دانش آموزان آن مدرسه تهديد به اخراج از مدرسه شده بود و يا نمونه هاي ديگر از مدارس آذربايجان كه جا ندارد اينجا عرض كنم.
دوستان ِ شهرهاي آذربايجان از فقر و بيكاري جوانان واقعا عذاب مي كشد و حالا اگر به شهر هاي آذربايجان بياييد خواهيد ديد كه مسئولان شهرهاي آذربايجان همايش پياده روي به خاطر نام (( خليج فارس )) ترتيب مي دهند.
و خيلي موارد ديگر كه مجال آن نيست كه آنها را عرض كنم. پس اي ملت ايران و جهان ملت آذربايجان را درك كنيد وبياييد دست از تعصبات بيهوده  برداريم و كمي هم به آن دنيا فكر كنيم و حضور در پيشگاه يگانه بي همتا.
اي مسئولان ايران كه به تاريختان مي نازيد آيا تبديل كردن قلعه باي بك به پايگاه نظامي و كنترل شديد آن برگرفته از تاريخ شماست و تحميل زبان خود ( فارسي ) به فرزندان تورك اين سرزمين ( آذربايجان ) نشان از فرهنگ بالاي ايرانتان مي باشد؟؟؟
پس اين مسئله را ساده مپنداريد و هيچ وقت شهيدان آذربايجان را از ياد نبريم كه در اين راه جان خود را فدا كرده اند.
پس بياييد انسان باشيم و سخن آخر اين كه:          آذربايجان بير گون گولر اي مارال
 |+| نوشته شده در  پانزدهم تیر 1387ساعت   توسط اذربایجان اوغلو   | 

در ابتدا موفقيت بزرگ تيم ملي توركيه را به تمام ملت تورك جهان تبريك گفته و به تمامي كارشناساني كه در اين روزها از برد تيم ملي توركيه بسيار ناراحت شدند عرض مي كنم كه اين هنوز اول عشق است ...

اما در اين تقريبا يك سالي كه اين وبلاگ فعاليت خود را آغاز كرده نظر سنجي تحت عنوان ( اصلي ترين مشكل آذربايجان) گذاشته شده بود و من در اينجا از تمامي كساني كه در اين نظر سنجي شركت كردند نهايت تشكر و سپاسگذاري را دارم.

در اينجا تحليل خود را از اين نظر سنجي عرض مي كنم: (از بيشترين راي به كمترين راي)

1- عدم تدريس زبان توركي در مدارس (27 راي- 39.7% )

در واقع با توجه به نظر خوانندگان و آذربايجانيان عزيز اين مورد بيشترين راي را آورده است كه مي توانم بگويم انتخاب هوشمندانه اي مي باشد. شما اگر فكرش را بكنيد كه ملتي نتواند زبان مادري خود را بنويسد و بخواند واقعا نمي دانم بايد خنديد يا گريست ( مثلا اگر يك فرانسوي نتواند زبان فرانسوي را بخواند يا بنويسد). در هر حال ما ملت آذربايجان(جنوبي) شرمنده آذربايجان هستيم چون در تاريخ اين ملت مردم اين ديار تا اين حد نسبت به زبان و هويت خود اينگونه بيگانه نشده بودند. شما اگر دقت كرده باشيد اكثر نامگذاري ها در ايران چند سال پيش با نام هايي توركي بود( اما امروزه كار ما به جايي رسيده كه نام شهرهاي خود آذربايجان را هم عوض مي كنند)

به هر حال من اين موضوع را پيگير خواهم شد و نظر سنجي جديد نيز در رايطه با اين موضوع مي باشد.

2- مهاجرت ساير اقوام به آذربايجان:(22 راي- 32.3% )

به نظر من اين مورد را كساني انتخاب كرده اند كه واقعا درد واقعي اين مشكل را چشيده اند. واقعا چقدر عذاب آور خواهد بود كه كسي وارد حريم و خانه شما شود و فردا ادعاي خانه شما را داشته باشد.

واقعا چقدر دردناك است كه شهر شما را كه در قلب آذربايجان قرار دارد عده اي مردم كثيفي كه به خونخواري شهرت دارند اشغال كنند كه البته من به شما قول مي دهم كه ملت آذربايجان به زودي جواب اين غاصبان را خواهد داد.

3- جدايي بين شمال و جنوب آذربايجان(13 راي- 19.1% )

اين مورد نياز به تحليل بسياري دارد كه من فقط نظر خودم را مي دهم. به نظر من ملتي به خوشبختي خواهد رسيد كه مراتب موفقيت را پله پله طي كند و واقعا طعم خوشبختي را بچشد چون اگر اين پله ها به ترتيب طي نشود آن موفقيت دوام نخواهد داشت. ما ملت اذربايجان (شمالي و جنوبي ) بايد ابتدا واقعا مشكلات مربوط به اجتماع فعلي خود را حل كنيم بعد به سراغ اتحاد دو سوي آراز برويم. البته اين مورد حتما بايد انجام گيرد ( به اميد اتحاد آذربايجان)

4- صنعتي نبودن و بيكاري جوانان(6 راي – 8.8% )

اين مورد به نظر من مشكلي بسيار اساسي است. چون كافي است كه به شهرهاي آذربايجان سري بزنيد و واقعا با چشمان خود ببينيد عده ي جواناني كه در خيابا نهاي آذربايجان بيكار و علاف مي گردند چقدر است و اين مورد اصلي ترين عامل فساد در شهر هاي آذربايجان است كه در مقايسه با شهرهاي ديگري ( يزد و اراك و كرمان اصفهان و...) آماري غير قايل مقايسه دارد.

باز هم از كساني كه احساس مسئوليت كرده و با فعاليت خود در هر زمينه اي فقط و فقط براي كشور خود آذربايجان فعاليت ميكنند نهايت تشكر را دارم.

 |+| نوشته شده در  نهم تیر 1387ساعت   توسط اذربایجان اوغلو   |