در ابتدا عرض می کنم که این مطلب در حوزه ی این وبلاگ نمی باشد و شاید اگر این مطلب در وبلاگ دوست عزیزم (اورمولو) که یک وبلاگ اجتماعی است می بود بهتر بود اما با این حال من بر خود وظیفه دانستم که گوشه ای از درد و مشکلاتی که شهر اورمیه و به طور کل استان آذربایجان غربی هر روز از آن رنج می کشد به زبان آورم.
در این ماه ها و سال ها اگر به رسانه های جمعی توجه داشته باشید شاید در ان حرف هایی درباره دریاچه ی اورمیه شنیده باشید( البته این موضوع بحث تازه ای نمی باشد) که هر روز در آن نسبت به خطر خشک شدن دریاچه حرف هایی می زنند و همه بر این تاکید دارند که ای وای این دریاچه در حال خشک شدن می باشد!!!
اما آیا تا به حال از خودمان پر سیده ایم که چطور می توان جلوی این فاجعه را گرفت و آیا مسئولان استان تا به حال برای ان کاری کرده اند؟ و اگر کاری کرده اند پس چرا اوضاع این دریاچه هر روز بدتر از دیروز می شود؟؟؟آیا مسئولان استان هنوز فکر می کنند که دریاچه ی اورمیه هنوز اب دارد و یا این که شاید این مسئله خود بخود حل شود و یا این که خداوند برای این دریاچه کاری بکند!!!
یادم نمی رود دو سه سال قبل که از آب رودخانه ی زاینده رود اصفهان کمی کاسته شده بود مسئولان این استان دادشان در آمد که وای این رودخانه از دست رفت و همه جا اعلام کردند که این رودخانه در حال خطر است و البته این اوضاع چند ماه طول نکشید و خیلی زود آب رودخانه زاینده رود را به حالت قبل برگرداندند.
حال سوال من از مسئولان این استان این است که آیا دومین دریاچه ی شور جهان به اندازه ی یک رودخانه ی داخلی ایران ارزش ندارد؟؟؟
آیا ما باید دست در دهان شاهد خشک شدن این دریاچه باشیم یا این که منتظر باشیم یک اصفهانی یا یک شیرازی بیاید و جلوی این فاجعه را بگیرد؟ آیا شهری(اورمو) که در طول تاریخ همواره به باغات و کشاورزی و داشتن محصولات و نعمت های خدادادی چون سیب و انگور و... و داشتن آب فراوان مشهور بوده به اندازه ی شهری که در دل کویر بنا گشته(یزد) ارزش ندارد؟؟؟(البته امروزه یزد را دیگر نمی توان یک شهر کویری به حساب اورد!!!)
آقایان مسئولان نالایق استان و باز هم تاکید می کنم مسئولان نالایق استان آذربایجان غربی (که این مسئولان را پدران و خودمان تشکیل می دهیم) پل میانگذر دریاچه اورمیه که در موعد مقرر ساخته نشد و فکر هم نمی کنم به این زودی ها ساخته شود لا اقل نگذارید این دریاچه از بین برود چون اگر این دریاچه از بین رود در واقع هویت ما از دست رفته و مطمئن باشید در این میان کسی که ضرر می کند نه مسئولان کشور هستند و نه کشور ایران و نه مردم دنیا. بلکه اولین و آخرین کسی که از خشک شدن در یاچه ی اورمیه ضرر خواهد دید مردم این شهر و استان خواهند بود.
ما که در این شهر ریل راه آهن ندیدیم! ما که در این شهر اتوبان های استاندارد ندیدیم چون اگر جاده های این استان که به اصطلاح راه ورود به اروپا محسوب می شود اتوبان می بود هر روز شاهد از دست رفتن عزیزان خود در قتل گاه های جاده ها نمی شدیم! ما که در این شهر یک استادیوم حداقل 15000 نفری ندیدیم ! ما که در این شهر یک کارخانه درست و حسابی مانند کارخانه های اراک و اصفهان ندیدیم!
پس آقایان مسئولان حداقل بگذارید ما و فرزندان ما از نعمت دیدن دریاچه زیبای شهرمان محروم نشویم !!!!
البته اگر این خواسته ی زیادی نباشد!!!
|
+|
نوشته شده در بیست و چهارم دی 1386ساعت   توسط اذربایجان اوغلو
|
این نوشته را در حالی می نویسم که هر روزی که وارد شهر و دیار خودم یعنی شهر زیبای اورمو می شوم با عده ای مواجه می شوم که با یکدیگر مثل همیشه در قبال چندین گروه کوچک و بزرگ در مکانی تجمع کرده و مشغول کشیدن سیگار و یا با زبانی که نمی دانم چرا نام ان را زبان گذاشته اند چون زبان ان ها طوری است که اگر فارسی را کمی اینور و اونور کنی زبانی به دست می اید که زبان کردی نام دارد حال شما خودتان حساب کنید فارسی که خود لهجه ی عربی می باشد حالا کردی هم لهجه ای از فارسی می باشد (حال خودتان قضاوت کنید که ایا می توان نام ان را زبان گذاشت؟)
اری این قبیله ای که هر روز تعدادشان در شهر ما رشد می کند کردها هستند.
آیا ای دوستانی که این مطلب را می خوانید تا حالا با خودتان فکر کرده اید که چرا این افراد هر روز تعدادشان در دیار اذربایجان زیاد می شود و ان ها شهر زیبای اورمو را هدف خود قرار داده اند؟؟؟
دوستان عزیز مشکلاتی که در سر راه اذربایجان عزیز قرار دارد در این شهر یعنی اورمیه ی عزیز دو برابر می باشد چون شهر اورمو علاوه بر مشکلاتی که در سر راه حرکت ملی اذربایجان وجود دارد با مشکل مهاجرت اکراد نیز روبرو می باشد و این مورد کار فعالان اذربایجانی و به طور کل کار ملت تورک این شهر را بسیار سخت کرده و چون این قوم مورد حمایت دولت نیز واقع است و در واقع این قوم ابزاری می باشد که دولت از ان برای سخت تر کردن حرکت ملی اذربایجان و ایجاد دیواری حایل بین اذربایجان و ملت تورکیه قرار داده تا مبادا این دو ملت تورک با یکدیگر همکاری و اتحاد داشته باشند.
اما چه راهکار هایی برای مقابله با تروریسم کورد وجود دارد و چگونه می توان برای بیرون راندن این قوم از دیار اذربایجان اقدامی کرد:
1- آگاهی دادن و مطلع کردن دوستان و یا فامیل و یا هر کسی که به این موضوع اگاهی ندارد.
2- بیداری فرزندان و کودکان اذربایجان و پرورش حس میهن دوستی به ان ها و اشنا کردن ان ها با ملت های تورک جهان.
3-(اکراد که اکثرا دارای شغل های ازاد می باشند و به صورت دست فروش مشغول هستند) قطع هر گونه رابطه و یا خرید و فروش با ان ها.
4-هیچ تورکی نباید معامله ای با کردی داشته باشد که اکثر قاچاقچیان کرد با پیشنهاد های کلان خیلی راحت زمین و یا ملک تورک های غافل را به دست می اورند.
5-در ادرات دولتی هیچ گونه استخدامی از این گونه افراد صورت نگیرد و هیچ گونه مجوزی برای تاسیس اماکن و یا مکان اموزشی به ان ها داده نشود.
6- در مرزها به هیچ وجه اجازه ورود یا خروج قاچاق به این افراد داده نشود (البته بعضی از تورک های غافل می باشند که خیلی زود خود را می فروشند)
7-تروریست های پ.ک.ک با نفوذ در روستا های اطراف دختران و پسران کرد را فریب داده و ان ها را در گروهک خود می پذیرند که باید نظارت بر این روستا ها خیلی بیشتر از این باشد(عملا هیچ گونه نظارتی بر این روستا ها صورت نمی گیرد)
8- از اجاره دادن خانه و مسکن خود به این افراد شدیدا خودداری نمایید.
9- هیچ کردی اجازه اعتراض در دانشگاه ها و مدارس اذربایجان را ندارد و هر گونه تجمعی در شهر های اذربایجان توسط این افراد باید سریعا سرکوب شود.
و خیلی نکات دیگر که اگر مردم اذربایجان اولین مورد را انجام دهند خیلی نکات دیگر بسیار راحت می باشد و هر فرد تورک اذربایجانی با دیدن این افراد خواهد فهمید که جای این افراد در اینجا نمی باشد و مخصوصا شهر اورمیه که مهد تمدن تورک ها بوده و خواهد بود و هیچ کردی به هیچ وجه اجازه سکونت دراین شهر را ندارد و من مطمئنم که روزی همین ملت تورک اورمو این افراد را از زیباترین شهر اذربایجان بیرون خواهند راند...
GALACAK BIZIMDIR
|
+|
نوشته شده در هفدهم دی 1386ساعت   توسط اذربایجان اوغلو
|
امروزه جدیدا متداول شده که دولت ایران هر سال را با نام یا شعار خاصی آغاز می کند. و امسال نیز که سال 86 می باشد سال (اتحاد ملی و انسجام ملی ) می باشد.
اما اگر عمیقا و واقع بینانه به این جمله فکر کنیم شاید این شعار برای هر فرد تورک آذربایجانی که در ایران زندگی می کند خنده دار و مضحک باشد چون ملت تورک آذربایجان عملا خود طعم اتحاد را در ایران چشیده است و دیده که اگر کسی به غیر این دولت خواسته ای را بخواهد چه بلایی را بر سرش خواهند آورد!!!!
در قانون اساسی این کشور (ایران) آمده است که همه اقوامی که در ایران زندگی می کنند از حق و حقوق یکسانی برخوردار هستند و هیچ قومی بر دیگری برتری ندارد و همه در ان یکسان می باشند!!!
حال با گذاشتن این جملات در کنار یکدیگر و تفسیر آن ها فرد با خود خواهد اندیشید که:عجب کشوری! که در ان همه چیز طبق عدالت است و در ان اصلا حرف از نژاد پرستی نیست و همه در این کشور دارای حق و حقوقی می باشند؟؟؟
من می خواهم از حق و حقوقی که ملت تورک اذربایجان در این کشور دارند برایتان بنویسم :
1- هیچ کس حق ندارد خود را تورک معرفی کند و همه الزاما باید خود را آذری معرفی کنند.
2-هیچ کس حق ندارد زبان مادری خود را در مدارس بیاموزد و ان را کتابت نماید.
3- هیچ کس حق ندارد نسبت به عدم یادگیری زبان مادری خود اعتراضی نماید.
4-هیچ کس حق ندارد نام های تورکی را برای فرزند یا مغازه ویا دیگر محل ها بگذارد.
وسایر موارد که اگر شما مورد اول را به خوبی تفسیر کنید دیگر سایر موارد خودش معلوم می شود.
می خواهم کمی از تاریخ بگویم که در ان ملت تورک اذربایجان به خوبی فهمیدند که این کشور عدالت یعنی چه؟
در 21 آذر سال 1326 ه.ش مردم اذربایجان با چشم های خود خون گریه کردند و در واقع ان روز دیگر برای این ملت روز نبود بلکه ان روز سیاه تر از هر تاریکی بود که می توان ان را تصور کرد و از هر طرف غصه و ماتم می بارید و صدای قتل عام مردم آذربایجان از هر طرف شنیده می شد.
59 سال بعد یعنی در روزهای 1 و2 خرداد تمام شهر های آذربایجان سراسر جوش و خروش بود شهرهای تبریز , اورمو , اردبیل , سولدوز , مشگین , مغان , زنگان و... به صحنه مبارزه تبدیل شده بود و در ان اتحاد بین دو آذربایجان فریاد زده می شد و نه اتحاد در ایران.
ای کسانی که خود را تورک می دانید بیایید امسال همه دست به دست هم دهیم و آگاهی خود را تا می توانیم بالا ببریم و به فرزندان خود اصول مبارزه و همچنین جایگاه ملت تورک را یاد دهیم و دیگر کسانی که همچنان در خواب غفلت به سر می برند را آگاه کنیم و مطمئن باشید دولت ایران بیشترین استفاده را از نا آگاهی مردم آذربایجان کرده و اگر بتواند همچنان سعی در نا آگاه کردن مردم آذربایجان خواهد کرد
پس بیایید با چشمانی باز در کشور خود آذربایجان زندگی کنیم.
|
+|
نوشته شده در یازدهم دی 1386ساعت   توسط اذربایجان اوغلو
|
به نام خداوندی که عدل را آفرید
و علی (ع) را الگوی عدالت بشر قرار داد تا همگان در عدالت زندگی کنند و در این عدالت هیچ کس بر فرد دیگر برتری ندارد و همه انسان ها در نزد خدا یکسان هستند.
در کشوری که هم اکنون ما در ان زندگی می کنیم واژه ی عدالت خیلی به کار مسئولان می اید و این واژه با این که بر سر زبان خیلی ها جاری است اما کسانی که به معنی این واژه پی ببرند خیلی کمیاب ونادر هستند و شاید این افراد به تعداد انگشتان دو دست هم نرسد (البته ما همیشه خودمان را جزو جامعه محسوب می کنیم و هیچ وقت خودمان را مستثنا نمی دانیم)
و اما چون در این وبلاگ بحث بر سر اذربایجان عزیزمان می باشد این عدالت را در مورد اذربایجان مقایسه می کنیم:
شما خودتان فرض کنید بچه ای که در اذربایجان به دنیا می آید(که فعلا جزوی از خاک ایران می باشد)اولا در این فکر است که کدام یک از زبان هایی که در جامعه متداول است را صحبت کند او وقتی تلویزیون را باز می کند زبانی به نام زبان فارسی در ان تکلم می شود و وقتی وارد جامعه و شهر خود می شود زبانی دیگر که نام ان هنوز برای ان مشخص نمی باشد (آذری یا تورکی ) صحبت می شود!
حال از این موضوع می توان نتیجه گرفت که اگر حتی پدر و مادر بچه نیز تاکید بر صحبت به زبان تورکی داشته باشند (که اکثر افراد نا آگاه و نادان تاکید بر صحبت فرزندشان به زبان فارسی دارند که البته حتی نمی توان نام ان را فارسی گذاشت چون این افراد قشر نا اگاه و بی سواد جامعه را فرا می گیرد و این افراد هر چه را که در رسانه های جمعی و یا در شهرهای دیگر دیده اند و یا شنیده اند را به فرزندان خود می اموزند) بچه همان زبانی را یاد خواهد گرفت که در اجتماع وجود داردپس:
نتیجه اش این می شود که بچه نه خواهد توانست زبان تورکی را به درستی بیاموزد و نه زبان فارسی را درست و به طور صریح صحبت کند و او زبانی مابین این دو را خواهد گزید و در واقع مخلوطی از این دو زبان را به زبان خواهد آورد و این مخلوط شدن زبان ها بدترین ضربه را به زبان تورکی خواهد زد.
چرا فقط زبان تورکی ؟
علت آن هم که مشخص و آشکار است زیرا:
1-زبان رسمی کشور زبان فارسی می باشد و زبان 35 میلیون تورک ساکن ایران دارای این ارزش نمیباشد!!!
2-در هيچ حوزه و دانشگاهي رشته اي به نام ادبيات توركي اذربايجاني وجود ندارد در حالي كه در دانشگاه هاي مختلف انواع رشته هاي ادبيات فارسي تدريس و اموخته مي شود.
3-در هیچ مدرسه ای معلمان حق اموختن و ياد دادن به زبان توركي را ندارند.
4- هيچ نشريه و يا كتابي كه در ان به زبان توركي و جايگاه ان بها داده شود اجازه نشر و منتشر شدن داده نمي شود.
5-در رسانه هاي جمعي هم كه زباني صحبت مي شود كه در ان فارسي زبانان بهتر از تورك ها زبان و منظور ان ها را مي فهمند و درك مي كنند و تنها باقي مانده زبان توركي در رسانه ها فقط فعل ها مي باشد كه اگر نام ان را( زبان توركي فعلي) بگذارند بسيار شايسته تر مي باشد!!!
6- هيچ موسسه و يا نهادي اجازه تحقيق و يا پژوهش زبان توركي را ندارد و تنها مي توان از اين زبان در كوچه و در كل در جامعه استفاده كرد.
7- اسطوره هايي كه از سرزمين اذربايجان برخاسته اند طوري كه دولت ايران مي گويد همواره اذري زبان بوده اند و كساني كه از تورك بودن خود دفاع كرده و زبان خود را توركي اذري معرفي كرده دشمن ملت اذربايجان است و فرد بيگانه جويي مي باشد.
و...
و این برمی گردد به همان قضیه عدالت که در جامعه ای به نام ایران هیچ مسئولي از كم كاري و يا ظلمي كه وجود دارد حرف نمي زند و همه از عدالت و يكسان بودن همه قوم هايي كه در ايران وجود دارد حرف مي زنند و تاكيد مي كنند اما:
همه ملت تورك اذربايجان قيام خرداد 85 را فراموش نمي كند و جواناني را كه به منظور دفاع از ابتدايي ترين حقوق خود برخاسته بودند و در زير گلوله هاي همين دولتي كه دم از عدالت علي (ع) ميزند پر پر شدند و داغ دل را براي مادران خود و براي سرزمين مادري خود گذاشتند و ان گردان 31 عاشورايي كه براي دفاع از سرزمين ايران برخاسته بودند خوب جوابشان را گرفتند و ديدند كه اين دولت هر زماني كه بخواهد فرزندان ان ها را نابود مي كند و اگر بتواند زبان و هويتشان را نيز از ميان خواهد برد.
ودر اخر مي گويم راه شهيدان اذربايجان را ادامه خواهيم داد و براي سرفرازي ملت تورك اذربايجان حتي جانمان را نيز فدا خواهيم كرد.
|
+|
نوشته شده در دوم دی 1386ساعت   توسط اذربایجان اوغلو
|