تبليغاتX
آنا یوردوم آذربایجان
 
آنا یوردوم آذربایجان
 
 
بالاجا بير تورك دونياسيدير بيزيم اورمو
 

من به عنوان یک دانش اموز از ملت تورک اذربایجان گله هایی دارم که چندی از ان ها را بازگو می کنم :

اگر ما ادعا داریم که باید تدریس زبان تورکی در مدارس رسمی شود باید برای بدست اوردن ان اقداماتی انجام دهیم اما متاسفانه مهمترین عامل نظام اموزشی که معلمان می باشند و می توانند با صحبت ها و اعمال خود ذهن میلیونها دانش اموز تورک را به حقایق باز کنند نه تنها این کار را انجام نمی دهند بلکه در مقابل چنین اقداماتی مقابله می کنند.

چرا معلمان تورک زبان در کلاس درس برای دانش اموزان تورک زبان فارسی صحبت می کنند (البته فعلا خواندن متن کتاب که فارسی است اشکالی ندارد) و هنگامی که دانش اموزی می خواهد سوالی بپرسد حتما باید ان را به زبان فارسی بپرسد (مگر معلمان همان دوستان واشنایان وهمسایگان ما نیستند که هر روز با ان ها به زبان تورکی حرف می زنیم ) چرا پس در مکان اموزشی اجبارا باید با زبان فارسی ارتباط برقرار کنیم ؟ چرا چون منظور ما را نمی فهمد ؟

بهانه ای که در دست معلمان می باشد این است که اگر یک نفر شاگرد غیر تورک زبان در کلاس باشد زبان ما را نمی فهمد پس در نتیجه از فهم مطالب درس باز می ماند. پس گناه بچه های تورک چیست که از هنگامی که وارد محیط اموزشی می شوند با زبان بیگانه ای روبرو هستند و اگر نخواهند با ان زبان اموزش ببینند باید تا ابد بی سواد بمانند.

اگر دانش اموزی در کلاس درس (که احتمالا کمتر دانش اموزی جرات می کند) از معلم بپرسد چرا شما در کلاس زبان خودمان را صحبت نمی کنید ؟ چرا ما نمی توانیم زبان خودمان (تورکی) را بنویسیم ؟ به نظر شما معلم او را در جهت صحیح راهنمایی خواهد کرد وبه او خواهد گفت که این ظلم است که یک فرد نتواند زبان  مادری خود را بنویسد و بخواند ؟ این ظلم است بر ملتی که خود مبدع اولین مدرسه به سبک نوین بوده (میرزا حسن رشدیه) ؟ مطمئنا معلم سعی خواهد کرد که به نحوی بحث را عوض کند.

 کتاب های درسی هم که ارادت خاصی به تورک ها دارند [تعجب]

در کتاب جغرافیای سال دوم دبیرستان تخت سلیمان که در تکاب اذربایجان جزو قدیمی ترین اثار باستانی در اذربایجان می باشد جزو اثار باستانی شیراز اورده که در اینجا جای بحث زیادی دارد.

یا در کتاب ادبیات دوره ی راهنمایی به تفسیر درباره ی قوم کرد پرداخته و اذربایجان عزیز هم که جزو خاک ایران محسوب نمی شود.

این دولت هم که این ها را مسائل مهمی نمی پندارد و اعتقاد دارد که مسائل مهم دیگری هم در این مملکت وجود دارد.

 |+| نوشته شده در  بیست و هفتم شهریور 1386ساعت   توسط اذربایجان اوغلو   | 
ملت عزیز و بزرگوار اذربایجان و بخصوص شهر اورمیه اگاه باشید و بدانید امروزه در شهرمان افرادی مانند باکتری رشد می کنند و تکثیر می شوند و از نعمت ها و امکانات و پتانسیل این شهر نهایت بهره را می برند و این شهر را به عنوان پله ی رشد و ترقی خود می پندارند غافل از این که با این عمل زشت خود عشق و وجودمردم تورک ساکن این شهر را از بین می برند.
این افراد یعنی کردها از ان جا که در ذاتشان وجود دارد که تا به منطقه و جایی می رسند به سرعت در انجا تکثیر می شوند  و امار جمعیتی خود را افزایش می دهند و هر روز اولادی از ان ها در خاستگاه و دیار تورک های اذربایجان و بخصوص شهر اورمیه
چشم به سرای تورک ها می گشاید و جالب ان است  که خانواده وی در این دیار ساکن شده اند و این فرد هنگامی که بزرگ و بالغ می شود خود را شهروند اورمیه معرفی می کند که برای هر فرد ایرانی و اذربایجانی خنده دار می باشد ولی ای مردم خردمند اذربایجان بدانید که این خنده روزی به واقعیت تبدیل خواهد شد اگر:
ما اورموی ها همچنان طبق سال های گذشته با نرم خویی و با  روی باز و گشاده ان ها را در دیار خود بپذیریم و قدم ان ها را روی چشم خود قبول کنیم.
اگر ما و فرزندن ما ندانیم که در کدام خاک مقدس زندگی می کنیم و نماز می خوانیم
و از هوای کدام دیار نفس می کشیم.
شهر اورمیه با وجود این که نخبگان و دانشمندان زیادی را تحویل جامعه خود داده اما متاسفانه جزو محرومترین شهرها می باشد چون هر کسی که دارای مقام رفیع و بزرگی شده فقط به دنبال منافع شخصی رفته و فقط برای ان تلاش کرده و خیلی زود ایل و طایفه خود را فراموش کرده است.
من از همه اورموی های عزیز خواهش می کنم این بار با غیرت وتعصب کار کنند و همه تلاش های خود را انجام دهند تا شهر زیبایمان دچار الودگی خلقی نشود.
این شهر(اورمو) در دوره ی حیات خود انسان های زیادی را پرورش داده و حوادث تلخ و شیرین زیادی را به روی خود دیده است پس وظیفه هر اورموی تورک است که به هر وجب این خاک و دیار خود سجده کند و قدر این اب و خاک را بداند.
من به کرد های ساکن این شهر هشدار می دهم که این خیال را از سر خود دور کنند و به ان ها می گویم اورمیه با سایر نقاط متفاوت است  اورمیه قراباغ نیست  اورمیه نقده نیست  اورمیه قلب اذربایجان است و اگر افرادی بخواهند به هر نحوی به ان اسیب بزنند مردم اذربایجان  ان افراد را همراه با ایل و تبارشان از صحنه ی روزگار محو خواهند کرد.
البته این نکته را نیز ذکر می کنم که کرد ها برای تورک ها قابل احترام هستند اگر:
از مهاجرت و غصب کردن خاک  دیگر ملل دست بردارند و هر چه زودتر شهر ودیار غصب کرده را تخلیه و ترک کنند و به فکر ابادانی کردستان خود باشند .
من این نکته را یاداور می شوم که این ها همه تاکتیک های دولت برای از بین بردن فرهنگ و ملت تورک صورت می گیرد و به کردها نیز هشدار می دهم گول وعده های دروغین این دولت را نخورند و به فکر ابادانی سرزمین های خویش باشند و نه اینکه دائما به دنبال راهی بگردند که درگیری ایجاد کنند و سرزمین های دیگران را تصاحب کنند.

 

 |+| نوشته شده در  بیست و پنجم شهریور 1386ساعت   توسط اذربایجان اوغلو   | 
در نظام اموزش و پرورش هر کشوری اصل بر این است که از وقتی که یک بچه 7-6 ساله وارد محیط اموزشی به نام مدرسه می شود بتواند: بخواند بنویسد بفهمد و صحبت کند نظر دهد و هویت خود را بشناسد و از تاریخ کشورش اگاه شود ودر مواقع لازم از ان ها پند بگیرد و رفته رفته مراحل تکمیلی تحصیلی را بگذراند و در رشته ی تحصیلی خود بتواند صاحب نظر باشدو بتواند برای ان جامعه مفید باشد.
حال فرض کنید که جای بچه تورک اذربایجان باشید:
او فکر می کند و انتظار دارد که می تواند با همان زبانی که او در جامعه خود صحبت میکند می تواند مفاهیم درس خود را بفهمد وان ها را یاد بگیرد ولی وقتی که معلم وارد کلاس می شود با زبان بیگانه ای صحبت می کند و با زبان بیگانه ای به او می اموزد و وقتی که کتاب خود را باز می کند می فهمد که اری ان ها نیز با زبانی متفاوت با زبان او نوشته شده اند با دشواری های فراوان که واقعا برای کودک در ان موقع دردناک است ان ها را فرا می گیرد و به مراحل بالا فکر می کند و وقتی که می خواهد با معلم خود صحبت کند و ارتباط برقرار کند معلم اجازه صحبت به زبان مادری خود را نمی دهد و به او تاکید می کند که در مدرسه باید زبان رسمی کشور تدریس و صحبت شود و او بار دیگر اوضاع را تحمل می کند و وارد مراحل بالاتر که می شود با خود فکر می کند که چرا وضع این گونه می باشد .
سال ها از پی هم می گذرد و روزها به او حقایق را نشان می دهند و در مراحل بالاتر تحصیل او می خواهد سوال کند که چرا ما نمی توانیم هر کاری که مربوط به زبان ما می باشد را انجام دهیم ؟و هیچ کس پاسخگوی او نمی شود او بعد ها به ان پی می برد که مطالب و تاریخ هایی که او در کتاب هایش خوانده چیزی غیر از این است که او فهمیده است.
سال های بعد دیگر لازم نیست که کسی به او چیزی را به دروغ بگوید چون دیگر خود حقایق را تشخیص می دهد و وقتی که با چشم خود می بیند که حق او در این سال ها پایمال شده به دنبال چاره ای می گردد که حق خود را بگیرد پس او حالا مانند باروتی است که منتظر جرقه ای می باشد.
حال پس ای مردم ایران زمین بدانید که اگر جرقه ای به یک جوان تحصیل کرده ترک اذربایجان بزنید اوضاع چطور خواهد بود ؟
 |+| نوشته شده در  بیست و چهارم شهریور 1386ساعت   توسط اذربایجان اوغلو   | 
من از ملت شریف اذربایجان تقاضا دارم همگی با جان و از ته دل برای ابادانی و حقوق خود این ملت تلاش کنند. ملت اذبایجان اگر می خواهد به هدف خود برسد این هدف میسر نمی شود مگر حمایت و حضور گسترده ملت اذربایجان گرفته از زن و مرد و پیر وجوان و کودک ودانش اموز و دانشجو و بازاریان و کارمندان دولت و کشاورزان و ورزشکاران و هنرمندان و فرهنگیان و پزشکان و... در صحنه های مبارزه علیه حقوق از بین رفته این ملت شریف.
این دولت تا افرادی که اکثرا دانشجویان و جوانان(عمدتا مذکر ) پرشور   هستندمیخواهند اعتراضی کنند و حقوق خود را بخواهند به اسم پان ترکیسم انها را به جرم سیاسی دستگیر میکند.
پس دست از حرف زدن بیهوده برداریم و بدانیم که جوانان اذربایجان بیشترین امار بیکاری را دارند . رشد اقتصادی منطقه بسیار پایین است در صورتی که شهر اورمیه بیشترین نفرات برتر کنکور را داشته ومطمئن باشید تا مردم از لحاظ اقتصادی در حد متوسط نباشند نباید انتظار هر گونه همکاری را داشت.
پس بدانید اذربایجان چشم امیدش به همه فرزندانش می باشد.
 |+| نوشته شده در  بیست و چهارم شهریور 1386ساعت   توسط اذربایجان اوغلو   |